دون خوان از مشهد برگشته*

سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اول اینکه اون مرضی که گرفته بودم خوب شده تقریباً و انگار وبا و از اینجور چیزا نبوده چون هنوز زنده ام و از همه اونایی که به صورت سنتی یا مجازی ازم عیادت کردن کلی ممنون

 

دوم اینکه جمعه جاتون خالی رفتم مشهد با اینکه وقت کم بود یه زیارت درست و حسابی کردم و بخواین نخواین جای شما هم زیارت کردم. یه حس و حال عجیبی پیدا کرده بودم چون این برام فقط یه سفر زیارتی سیاحتی نبود و شاید شروع یه تغییرات بزرگی تو زندگیم باشه بعدشم اینکه نمیدونم چرا موقع برگشتن مثل بچه ای که از سینه مامانش به زور جداش کردن زار میزدم. خلاصه اوضاعی بود واسه خودش

 

سوم اینکه همونطور که قول دادم راجع به فیلمایی که تو یادداشت قبلی گفتم چنتا لینک میذارم دوست داشتین برین ببینین. هفته قبل هم فیلم متولد چهارم ژوئیه (الیور استون) از سینما یک پخش شد که بازم موضوعش جنگ ویتنام بود و یکی از اولین بازیهای درخشان تام کروز تو همین فیلم بوده که یه لینکی هم راجع به اون میذارم.

 درباره فيلم متولد چهارم ژوئيه

درباره اليور استون

درباره تام کروز

درباره فيلم و اينک آخرالزمان

درباره فرانسيس فورد کاپولا

درباره فيلم پيشگوئيهای مرد شاپرکی

 

چهارم اینکه اگه اینورو(اشاره به سمت راست) نگاه کنین...آها...یکم پایین تر...آره همونجا...یه چنتا لینک اضافه کردم و موضوعشم جلوشون نوشتم چیزای بدی نیستن.

 

پنجمم همون شروورای همیشگی:

 

سخت ترین مجازات عشق

 

صبح که دمید

صلیبم را به دوش می کشم

طناب دارم را

و کوله باری هیزم

 

پابرهنه خواهم رفت

کوی به کوی

فریاد خواهم زد

کجاست مردی که میخهای صلیبم بکوبد؟

کجاست دستی که طناب دارم بیاویزد؟

کجاست شعله نفرتی که آتشم بیافروزد؟

 

چراکه من

دانستم

سخت ترین مجازات عشق

همانا

زندگیست

 

پاورقی به شيوه خودم

 *برداشت آزادی از نام يک کتاب و همينطور فيلم بدون ذکر منبع!!!

 

/ 28 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام ... خوبی دوست من . ايشالا سفر خوب بوده باشه براتون .. اگه تونستی به وبم بيا ... يه جورايی ازت خوشم مياد .. وب قشنگی هم داری ... منتظرم بای

نسترن

سلام و سلام و سلام بابا اين کامپيوتر تون درست نشد؟مگه من اين داداشت رو نبينم!

علی

سلام خوبی اولين باره ميام اينجا... از طرز (ترذ! طرظ! ترض؟!) نوشتنت خوشم اومد شعرت هم باحال بود با اجازت تو وبلاگم مينويسمش! مشهدت هم مبارک!! اونورا پا بده صفا زياد داره من که يه بار با زرت (ضرط؟ ذرط؟!! بسه ديگه!) قمصور ( غمسور؟! اه!) رفتم اونجا يعنی پام تو گچ بود! خلاصه حالی ميده... يا علی خوش باشی...

علی

لطف داری... ممنون که اومدی. آره منم دوسش دارم! بازم سر بزن من تقريبا هر روز آپ ميکنم... بهت هم سر ميزنم... يا علی

ghesegoo

NaR0 To HaM MeSLe MaNi NeMiToNi DaVoM BiYaRi NaRoNaRo To HaM MeSLe Man To GhoSe KaM MiYaRi NaRoNaR0 To HaM MiPoSi O MiMiRi Bi MaN NaRoNaR0 To HaM TaOON GhaM MiGiRi MeSLe Man NaRoNaR000 To Ke MiDoNi MaN Bi To To Bi MaN YaNi HaSRaTTo Ke MiD00Ni Bi JaVaB MiMoNe EShGho aDaT NaRoTo Ke MiDoNi KaM MiShaM KaM MiShi NaR0 To Ke MiDoNi HaM AGhoShe Gham MiShi NaRo0o[-O

نسترن

چی می کشی از دست اين داداش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

saleh

سلام اميدوارم زود تر شرايط ايجاد شه تا بتونی آپ کنی

sara

سلام خوبی از کامنتت ممنون اميدوارم همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه........ به چه مانند كنم؟ به چه مانند كنم موي پريشان ترا؟ به دل تيره شب؟ يا به الماس سياهي كه بشويد سر در جام شراب؟ به غزلهاي نوازشگر حافظ در شب؟ يا به سر مستي طغيانگر دوران شباب؟ به چه مانند كنم سرخي لبهاي تو را؟ به يكي لاله شاداب كه بنشسته به كره؟ به شرابي كه نمايان بود از جام بلور؟ به صفاي گل سرخي كه بخندد در باغ؟ به شقايق كه بود، جلوه گر بزم در باغ؟ يا به ياقوت درخشاني در نور چراغ؟ مر مر صاف تنت را به چه مانند كنم؟ به بلوري درخشان؟ يا به پاكي و دل انگيزي برف؟ به يكي ابر سپيد؟ يا به يك مخمل خوش رنگ نوازشگر گرم؟ به چه مانند كنم خلوت آغوش تو را ؟ به يكي بستر گل؟ به پرستشگر عشق؟ يا به خلوتگه جانها كه غم از ياد برد؟ به نفسهاي بهار؟ يا به يك خرمن ياس... كه شميم خوش آنرا همه جا باد برد؟ به چه مانند كنم ؟ من ندانم به نگاه تو بگويم... به چه مانندكنم...؟

نسترن

سلام حالت که خوب هست؟اميدوارم هرچه زودتر از اين کافی نت ها بيای بيرون و يک حالی به وبلاگت بدی.راستی دندون پزشکی رفتی صدای جيغت تا اينجا هم اومد.