سلام
اول اينکه عنوان مطلب قبلي رو از فيلم "آرامش در حضور ديگران" آقاي ناصر تقوايي قرض کردم تا يه حدودايي که اميدوارم ايشون ناراضي نباشند و اون دنيا خر اين حقير فقير سراپاتقصير رو نگيرند
دوم اينکه از نظرات همه کساني که نظر ميدن تشکر مي کنم و به جون مامانم مي خونمشون خدمت دوست قديمي و کم پيدا مهشاد خانوم هم بايد عرض کنم که خوب من که گفتم اولش اينا نه شعرن و نه نثر بلکه شروورن و من اگه عرضه داشتم که شعر بگم يا نثر بنويسم که شروور نمي گفتم
و بالاخره سوم اينکه عنوان شروور امروزم هم قرض گرفتم از عنوان کتاب "يادداشتهاي يک ديوانه" از نيکلاي گوگول که جزو کتابهاي مورد علاقه بنده است و البته محتواش هيچ ربطی به اون کتاب نداره. اميدوارم تن نيکلای جون هم به خاطر اين کار من تو گور نلرزه.....

«وصيتنامه يک ديوانه»
با جرعه اي سيراب ميشوم
با قرص ناني سير
و با تکه پارچه اي گرم

در خرابه ها خواهم خوابيد
سوزش شلاقتان را به جان خواهم خريد
و ضربات سنگهاي کودکانتان را

ولي هيچگاه قلبم را
قرباني نخواهم کرد
به  بتخانه باورهاي شما خودپرستان

Don Joan

/ 4 نظر / 5 بازدید
مهشید

سلام..فکر ميکنم ساده ترين وصيت نامه در عينه حال گويا ترين وصيت نامه رو گفته..بازم پيش من بيا

minoo

سلام وبت خيلی قشنگ بود به منم سر بزن خوشحال ميشم. شاد باشی هميشه.

syndrella

اين کجاش شرووره ؟ آخر شعر نو به اين می گن به خدا ! موفق پيروز و سعادتمند باشی . شعر هات هم پا بر جا !

بهلول

خوب مطالب وب لاگت رو سر سری يه نگاه انداختم بنظرم جالب آمد به همين خاصر ذخيره کردمش بعدا با حوصله بخونم.موفق باشی