خواب در باران

سلام

يک کم ديگه مونده تا انتخابات رياست جمهوری و تا الان ۲۲۵ نفر ثبت نام کردن. از اونجايی که ما بدجور دانا تشريف داريم ميدونستیم دکتر مهندس بيکار زياد داريم ولی تاحالا نميدونستیم اینهمه رئيس جمهور بيکارم داشته باشيم11.gif 

خلاصه پس از مشقتهای شبانه روزی و مشورت با گروههای کارشناسی طرحی جامع تهيه شد و  به اين نتيجه رسيديم که از اين به بعد به جای ۱ رئيس جمهور مثل مجلس مردم دويست و خرده ای رئيس جمهور انتخاب کنن که چهار مزيت عمده داره:

اول اينکه تماماْ توسط کارشناسان زحمتکش داخلی(خودم) طراحی شده

دوم اينکه کلی از جوانان و ميانسالان و پيران جويای کار ميرن سر کار اونم به مدت چهار سال با حقوق مکفی و حتی بيمه

سوم اينکه مثل مجلس خدمتگذار اگه دويست تا نماينده هم هميشه غائب باشن حداقل اون خرده ايش حاضرن و امور مملکتی رو زمين نميمونه

چهارم اينکه....چهارميش يادم رفت....اصلاْ همون سه تا بسه

خوب حالا که امور مملکتی رو حل و فصل کرديم يکم درباره کامنتا فک ميزنم بعدشم يه شرووری مينويسم ميرم ميخوابم چون خيلی به اين قضيه انتخابات فکر کردم تا بالاخره حلش کردم و خوب ديگه کار فکری بسيار خسته کنندست31.gif

مثل هميشه همه بروبچ تو کامنتاشون لطف داشتن و شرمنده کردين و از اين حرفا ديگه...

من از اونجايی که يکم خنگم بعضی قسمتای کامنت گواندای عزيزو نفهميدم که شرمندم اما اون قسمتی که فهميدم دربارش بايد بگم که سهراب شعر ميگفت و واسه خودش آدمی بود من شروور ميگم و اصلاْ دوست ندارم شعرای اونو با شروورای خودم ضايع کنم(البته من شعرای نيما،شاملو،فروغ،لورکا،نرودا يا ريتسوس رو ترجيح ميدم و از شعرای سهراب راستش زياد خوشم نمياد غير از دو سه تاش). ديگه اينکه شروورای من اصولاْ ترتيب زمانی نداره که قبلی بعدی داشته باشه مثلاْ يکيش ممکنه مال ديروز باشه بعديش مال ۲ سال پيش چون خيلی وقته شروور ميگم ولی به کسی نشونش نميدادم. و بازم ديگه اينکه من تنها کاری که نميکنم زور زدنه و نوشته هام هم اعم از شروور و نثروور همينجوری يلخی مينويسم چون ور زدن که ديگه زور زدن نمی خواد می خواد؟ اميدوارم گواندا جون در موردم اون چيزايی که من از کامنتش حاليم نشد توضيح بده و خيلی هم ممنون که راهنماييم می کنيد همتون

اينم شروور امشب که اصلاْ ربطی به انتخابات نداره و کاملاْ فراجناحی سروده شده:

خواب در باران<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

بيرون

در خيابانهاي پر ازدحام شهر

باد مي وزد

و برگهاي نوزاد بهار را

به رقص مي آرد

 

از شكاف پنجره اي چوبي

بوي خاك باران زده

همراه با كمي سرما

به درون اتاق مي پيچد

و به آرامي يك روح

از لابه لاي روزنه هاي پتو

خزنده وار

به روي تن عريانم جاريست

 

و خدايا

چه كودكانه

چه ساده

و چه شيرين است

آرام خوابيدن

در امان پتويي كهنه

زير سقف اتاقي قديمي

در هواي باراني

و دور

از چشمهاي درنده آنها

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
صالح

سلام در مورد رييس جمهور بايد بگم که هر کی بشه نظر من مساعد نيست چون از هيچ حکومتی خوشم نمياد و به قول شريعتی فقط علی است که بعد از انقلاب انقلابی ميماند و راجعبه شعرهات بگم که مثل خودت زيبا و تو دل برو هست.

پارسا

حنیف جان، عزیز دل بابا، فدای اون صورت قلمیت بشم، چرا عکسها رو اینطوری کردی؟ یادت باشه که توی اولین برخوردی که بعد از این تاریخ باهات داشتم، یه توگوشی داری. احمد و میلاد رو هم میارم حسابی گوشمالیت میدیم. یه سری اومدم باهاش اونطوری تا کرده بودی، حالا هم که عکسهاش رو خراب کردی. مطمئن باش کتک رو پیش من داری.

sara

با درودي به خانه مي ايي و با بدرودي خانه را ترك مي گويي اي سازنده! لحظه ي عمر من به ز فاصله ي ميان اين درود و بدرود نيست: اين ان لحظه ي واقعي است كه لحظه ي ديگر را انتظار مي كشد نوساني در لنگر ساعتي است كه لنگر را با نوساني ديگر به كار مي كشد گامي ست پيش از گامي ديگر كه جاده را بيدار مي كند تداومي ست كه زمان مرا مي سازد لحظه هايي ست كه عمر مرا سر شار ميكند.....موفق باشی....

احسان

سلام . من امروز ر به دعوت خودت اوومدم . ولی من مهمون روداری هستم و متمعنا از اين به بعد بی دعوت سری ميزنم. در مورد رياست جمهوری صحبتی ندارم ولی اينرو می گم که کسی جز خود آدم دلش واسه خودش نمی سوزه. شعرت هم جالب بود بخصوص اونجا که می گه (از شكاف پنجره اي چوبي. بوي خاك باران زده. همراه با كمي سرما. به درون اتاق مي پيچد. ). خواستی به وبلاگم سری بزن . ايميلت ر هم بده تا وقتی آپديت می شم بهت خبر بدم . به روزم ...

الهام

سلام.حنيف من هميشه وبلاگتو می بينم.جالبه.حالا نظر کارشناسیش بمونه واس بعد. فقط خواستم به اين صالح بگم که اگه عقيل بفهمه اينجام داری پاچه خواری می کني حالتو می گيره. خلاصه اينکه من بش نمی گم. به شرط اينکه ادامه ندی.

صالح

سلام مرسی از تحديدت الهام خيلی ترسيدم بايد بهت يه پيشنهاد کنم اونم اينکه با تلفن ۱۲۵ تماس بگيری بعدشم واسه اينکه ديگه دندون شکن جوابتو داده باشم : من هميشه يه کارم ادامه ميدم حنيف جان دوست دارم اميد وارم هميشه موفق باشی

نسترن

سلام دوست خوبم.از قسمت سياسيش خوشم نيومد.اما شعر لطيف و پر از احساسی بود.من ديگه هرگز تو هيچ انتخاباتی شرکت نمی کنم.بيا عکس های باران رو ببين.

الهام

باشه.حالا گذارت به اين طرفا ميفته صالح خان.نشووووووووووووونت می دم.راستی تولدتم تبريک نميگم.ها ها هااااااااااااااااااااا

nika

به به!سلام!خوبی؟ميگی انتخابات و کانديداهاش؟تو به کدوم رای ميدی؟به اون دختر ۱۸ ساله؟يا اون پسر که فقط ۱۶ سالشه!شايدم به اونی که وقتی بهش می گن ميدونی کيک زرد چيه بر می گيرده می گه من سررشته ندارم تو قنادی!شايد اصلا به اونی رای ميدی که ۸۵ سالش امسال تازه دانشجوی سال آخر؟اصلا بذار ببينم شايد اونی رو انتخاب می کنی که گفته برای آبادانی مملکت دوتا چيز بايد اجباری بشه:۱-ورزش باستانی ۲-تسبيح!انتخابت کدومه؟((چشمک))