کابوس(به ياد سينا)

سلام

قرار بود که يه شرووری به ياد سينا اينجا بنويسم که همين کارم ميکنم به اميد خدا فقط يه نکته رو بايد بگم. چيزی که مينويسم مثل اين چيزايی نيست که مرسومه يعنی درباره خود سينا نيست احساسيه که بعد از مرگش منو با خودش درگير کرده. دست آخرم از همه ممنونم که با وجود دير آپ کردن من به يادم هستن و کامنت ميذارن.

كابوس<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

(به ياد سينا)

 

نمي دانم

چند روزي است هيچ نمي دانم

 

رفتي و ما مانديم

شايد هم

ماندي و ما رفتيم

نمي دانم

 

مرگ تو را با خود برد

و شايد

زندگي ما را

نمي دانم

 

خاطراتم با تو

صورت تو در گور

بدنت بر يك تخت

خفقان،‌ تاريكي، ترس....

و هزاران پرسش

و ندانستنهايم

و ندانستنهايم

 

 

گاهگاهي

با خودم مي گويم

شايد هم

زندگي كابوسي است

مي توان صبح از خواب پريد

و تمام شب را

به شيريني يك چاي

فراموش نمود

اما

سردي پيكر تو

سنگيني تابوتت

تنگناي يك قبر

مرا مي ترساند

كه مبادا هرگز

از خواب نخواهيم پريد

كه مبادا كابوس

آخرش يك گور است

 

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
gisoo

....آخيييييييييييييييييييييی

مهشيد

سلام...هم تبريک هم تسليت.تبريک به خاطر تولدت تسليت به خاطر فوت دوستت.البته ببخشيد که دير اومدم.خدا بيامرزتش

saleh

سلام چيزی ندارم بگم که تسکينی باشه برای اين کابوس ها شايدم در مقابل اين حرفها و شعر ها چيزی نمی تونم بگم شايدم در مقابل پاکی و خصلتهای وجوديته که من حرفی برای گفتن ندارم اما به هر حال اميد وارم که روح دوستت شاد و تن خودت سلامت باشه و به اميد ديار

أب و أينه

سلام دون خوان نازنين. يادت باشه که مرگ پايان کبوتر نيست. شاد باشی.

zhaleh

سلام وب قشنگی داری. من اولين باره مهمونت شدم . به من هم سر بزن

نسترن

سلام دوست عزيزم.درکت می کنم آدم با شنيدن اين جور خبرها در مورد مرگ يک دوست يا آشنا تا مدت ها با خودش درگير می شه.مخصوصا اگه قبلا مرگ عزيزی رو تجربه نکرده باشه.اميدوارم ديگه هيچ وقت غم نبينی.

nika

هنوز که آپ نکردی!

گيسو

هنوز که آپ نکردی...من آپم سر بزن

saleh

سلام مدتيه که آپديت نکردی حتما سرت شلوغه

میلاد

خدا بيامزتش.....ايشالله خودت سالم باشی....آره..منم می دونم..آخرش يه گوره..