تبعيد

سلام

۱- روز آقایون به همشون مبارک و روز خانوما هم که چند وقت پیش بود همینطور....

۲- تو پست قبلی از اون خانوم گل فروش گفتم و جالب اینکه دیدمش اونم روز مادر تازه حرفم زدیم باهم البته نه زیاد بالاخره روز مادر شلوغترین روز کاریه این صنفه دیگه یه جورایی....

دوباره

بالهای فرشته ای

زبانه می کشند

در بهانه یک سیب

و من

خود را

از آغوشت

به خیابان

تبعید می کنم

تا در آغوش بگیرم

تنهاییم را

که در ازدحام

غریب مانده است

می نوشم

جرعه جرعه

از دردهای کهنه

می گردانم

چشمهای خمارم را

در خطوط هر چهره

حالا

ببین که چگونه

از زخمهای یک تبعیدی

شعر می جوشد

/ 31 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نياز امروز ايرانيان

نیاز روزشما را به بازديد از این سایت دعوت می نمايد...با قرار گرفتن لينک نياز روز در وبلاگ شما,آگهی وبلاگتان به طور رايگان در سايت قرار می گيرد...

نيکا

هميشه از زخم ها درد می جوشه اما تبعيدی دردش انقدر زياده که تبديل به شعر ميشه! من اومدم!

z

ba ejaze(ejaze hast nazar bedam?),don joan jan doost daram weblogeto

بلوط تلخ

سلام دوستم.. چطوری؟؟ ببخشيد..اشکال از منه ! ........ منم مثه عنوان پست خودت شدم.. يعنی خودم خودمو يه جورايی تبعيد کردم.. شايد واسه شروعی جديد.. نميدونم.. شايدم بی نتيجه باشه.. اما فعلن دارم تجربش ميکنم...

بلوط تلخ

شعرت بسيار بسيار زيبتست.... چند بار ديگه هم خوندمش.. اما فک ميکنم نظرمو نگفتم..شایدم گفته باشم... به هر حال... بسيار زيباست... همه شعرات زيبا هستن.. من خيلی دوسشون دارم...

نرگس

سلام بابايی روزت مبارک ببخشيد اگه دير بهت سر زدم .راستی از کادوت بابت روز زن ممنون عزيزم خيلی خوش بو بود .مثل هميشه خوش صليقه.بووووووس بای

شيما

سلام جانم وبلاگتون عالی بود موفق و پيروز باشيد به من هم سر بزنيد

ميثم

انگار که تبعيد شده‌ای

گيسو

ببین که چگونه از زخمهای یک تبعیدی شعر می جوشد ............ عالی بود ...........

اميد

هيچ ربطی به پستت نداره . ولی يه سوال ! چطوری آدما اينقدر راحت تهمت می زنن و دل می شکونن؟؟؟؟؟؟؟هان؟؟؟؟؟