زمانی کودکی بودم

سلام

خوب تعطيلاتم تموم شد. من يه چند روزی شمال بودم که همش بارون بود. اميدوارم بهتون خوش گذشته باشه و از اينجور تعارفا...يکم سرم شلوغ شده اينه که دير به دير چيز می نويسم. راستی خدمت دوستانی که پرسيدن تو اون عکسه من کدومم معروض می دارم که من اون ريش داره هستم اون يکی هم رضاست که صميمی ترين دوستمه.ضمناْ چنتا عکس ديگه از همايش که بابامم توش هست رو به زودی ميذارم اينجا که ببينين من چقدر پير شدم (يا اون جوون مونده)18.gif

شرووری که الان ميذارمو همين امشب نوشتم. ممکنه مزخرف به نظر بياد ولی متناسب با حال و روز خودمه ديگه به بزرگی خودتون ببخشيد...

"زمانی کودکی بودم"<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

زمانی کودکی بودم

 

زمانی فکر می کردم

در این بازار مکاره

محبت قیمتی دارد

و خون دیده عاشق

خریداری

 

زمانی فکر می کردم

گر میان ابروان دوست بوسیدی

دگر هرگز

تنها نخواهی ماند

و در غمها

در آغوشش

می توانبی دغدغه خوابید

 

زمانی فکر می کردم

لابلای جنگل آسفالت

گاه گاهی

چند نرگس نیز می روید

و قصابان

گاه گاهی

دست می شویند

 

زمانی فکر می کردم

برای عشقبازی

یک نگاه بی غرض کافیست

و از غلتیدن اشکت

همه یا دست کم بعضی

دردهای نهانت را

نیک می فهمند

 

زمانی فکر می کردم...

زمانی کودکی بودم...

خدایا کودکم گردان

  

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا

ااااا چرا ۲ بار اومد ؟شرمنده

milad

سلام حنيف خان(هنيف:d).خوبه خوبه کم کم داری پيشرفت می کنی.راسی می خواسم يه توضيحی راجع به دن ژوان بدم.من اولين بار کلمه ی دن ژوانو تو يکی از داستانای صادق هدايت ديدم.اسمه داستان دن ژوان کرج بود که راجع به....نمی گم راجع به چی.داستان و اگه وخت کردم می ذاررم تو وب و بعد هديش می کنم به جناب حنيف خان.فعلن..!!!

milad

تو پيام قبلی ای ميلم خراب تایپ شد واسه همين يه پيام ديگه دادم..:d

هیچکس

سلام اين مردم چه ميفهمن تو چی ميگی فقط این رو بدون که شعرات تن ادم رو میلرزونه دلم گرفت وقتی شعرت رو خوندم یاد بچگی افتادم یاد صفا و صمیمیت دیگه کی این حرفا رو میفهمه شاید که درد دل ما را تو بفهمی / از قصه ما؛غصه ما روی نگردی بای

هیچکس

مردم از خماری شعرای قشنگت حرفای شیرینت پس کی ّاپدیت میکنی؟

صالح

سلام شعر قشنگی بود حس غریبی توش بود حس غربت حس پاکی حسی که دیگه تو این دوره کم گیر میاد موفق باشی

پارسا

سلام حنیف جــــــــــــــــــــــــــــــــــــون. کجایی بابایی. چرا دیگه نمیبینمت. قابل توجه دوستان اون آقا جوونه که از تـــــــــــــو داغونه که کنارش هم یه خانمه، حنیفه. در ضمن اون خانم خشگل و خوش رو که افتخار دادن و کنار حنیف ایستادن نرگس خانمه. شعرات مثل همیشه قشنگن. یه سری هم به ما بزن. ما که نمیتونیم بیام پیش تو، تو بیا پیش ما. راستی به بابا هم سلام برسون. بگو که ارادتمندیم.

narsis

salam sheret mesle hamishe ghashang bood che ajab esme ma ro ham to sherat ovordi!

پارسا

ببخشید نارسیس جان اسم شما کجا اومده؟؟؟

mahsa

خیلی قشنگه...........؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!خیلی خیلی زیاد و من سخت دلم گرفتست از این میهمان خانهء مهمان کشه روزش تاریک