کولی

۱. حس میکنی تا آنلاین میشی میخوای بالا بیاری رو مونیتور. اینجوریه که فترت آغاز میشه همراه با ورق زدن کتابهای خاک خورده ای که خاطراتت با هر ورقش زیر و رو میشه و نوستالژیه روزهای رفته میمونه برات.....هنوز زنده ام و دلم واسه همتون تنگه

2. امروز کشف جديدي کردم.گاهي اونقدر براي گفتن يا انجام دادن چيزي دنبال بهونه ايم که اصل قضيه کم کم فراموش ميشه و فقط ميمونه بهانه هايي براي هيچ کاري نکردن.

از فلسفه بافيهامان

جز گورهاي بتني

نمي زايد

و تابوتهاي پولادي

که ترانه هاي غريب مانده را

به خاک بسپاريم

چگونه عاشق شوم

من کولي

در شهري

که سگان خيابانگردش را

اخته مي کنند؟

در ازدحام هزاران تن عريان

و دوچندان چشم پوشيده در حجاب

چه چاره است مرا

جز آنکه عشق ببازم

به رؤیای رنگ و رو رفته ای

از چشمهای عریان دختر چوپان؟

کسی بگوید با ما

که بکارت این قوم

در کدامین خاطره از یاد رفته

برجای ماند؟

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

سلام به من سر زدی ...به تو سر زدم... خونه ی آرومی داری ... بازم ميام .

ناشناس

سلام وبت خيلی آروم و در عين حال خوبه اگه موافق تبادل هستين خبر بدين خوشحال ميشم

ني ني

سلام وبت خيلی ساکت من خيلی خوشم اومد بيا پيشم خوشحال ميشم

ميثم

تلفنت را دارم . بعد از ماه رمضان یک روز خوب يک جای خوب . بالاخره این سری نوبت آقایان برای قرار گذاشتن. حتماْ بهت زنگ ميزنم .

نسترن

ياد داشت من نيومد چرا اما دوباره می گم دلم می خواست دوباره برای باران تولد بگيرم اما دردسر همانگی بين دوستان نداشت.

هيربد

حاجی جون گفتنی ها کم نيست!!! من و تو کم می گيم!

علی

سلام دوست شفيق خودم! چطوری؟ آقا مراقب خودت باش کثيف نکنی مونيتورو حيفه بابا!

ميثم

غيبتت داره زياد ميشه با وليت بيا اين سری

نرگس

می دونم يکی تو دنياست وقتی که دلم ميگيره وقتی که بغض تو گلومه اون واسم دل نگرونه