آخرین امید

سلام...امروز حرف زيادی برای گفتن ندارم چون امتحان دارم و هيچی نخوندم به خاطر همين هم اصلا بامزه نيستم الان(نيست که روزای ديگه هستم!!) فقط از همه اونای که نظر ميدن به طرز شديدی تشکر ميکنم.

 

"آخرین امید"<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

شهر پرزرقیست

به هر سوی  می روی

از هیاهو پر است

وسکوت

آرزوی محالیست

 

مردم این شهر

پرند از خالی

و تو را هم

به خویش می خوانند

که از سحر تا شام

در معابد زنجیره ای

نماز خرید بخوانی

و اگر ندانی Bossini چیست

و Nike کی اصل است

تو را به چشم کافری دیوانه

ز خویش می رانند

 

این شهر اژدهاپیکر

معصومیت کودکانه ام را

آرزوهای قشنگم را

آرامش لحظه هایم را

و آخر هم "امیدهایم" را

به سادگی بلعید

ولی 

هنوز هم چیزی هست

که زنده باید ماند

چرا که غروب جمعه دلم می گیرد

و انگار

در انتظار کسی هستم

کسی که می آید.....

Don Joan

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
ramina

hessy ke neveshte hat behem mide rikhtane ye ashke kohnast ke az ye boghze kheili kohne tar sar cheshme migire

mahshad

غمگین شدم . این روزها داره سخت می گذره . چطوره یک شعر هم باسه امتحانات بگی .

محمد هادي

يک قصه بيش نيست قصه عشق و اين عجب***کز هر زبان که می شنوم نامکرر است

nini

چشمت نزنن يه چيزی ميشی