گزارش اکران

سلام

چند وقتيه که خيلی تحت فشارم چون اين روزا بايد يکی از سخت ترين تصميمات زندگيمو بگيرم. يادداشتی رو که چند وقت پيش در مورد چنتا فيلم نوشتم و وقت نشد بفرستم الان ميذارم و ميرم.لطفاْ همتون برام دعا و از اين کارا بکنيد.

1-      خیلی دور خیلی نزدیک: راستش تا حدود زیادی از این آقای میرکریمی ناامید شدم با توجه به چیزایی که تو زیر نور ماه سراغ داشتم و هیچ اثری ازش تو این فیلم نبود. داستان فیلم درباره یه دکتری هست که پولش همونطوری که تو فیلمای این روزا مده از پارو بالا میره و اما تو زندگیش یکم کمبود عشق داره طفلک و از طرفی یهو میفهمه که پسرش تومور داره و عمرشو بزودی میده به شما و پس از خودسازیهای فراوان که در یک فروند بنز الگانس در اعماق کویرهای مرکزی ایران انجام میشه آخر قصه آقای دکتر ما باکمک آقاپسر گل گلابش کلی متحول میشه. یه چیزایی رو فقط من نفهمیدم مثلاً با این خانواده و زندگی روم به دیوار مزخرفی که آقای دکتر داره پسرش نمی دونم چطوری اینقدر پیغمبر(منظورم دقیقاً پیغمبره) از آب در اومده و شده یه چیزی تو مایه های ارواح قدسی و از این حرفا مخصوصاً که تا آخر فیلمم دیده نمیشه. اصلاً میدونین چیه از این یارو پسر دکتره اصلاً خوشم نیومد از این نقش مثبتایی بود که تابلو حال آدمو به هم میزنن

2-      نوک برج: داستان فیلم مثل همیشه درباره یه پسره که عاشق یه دختره میشه و خواهر دختر که سرپرستشه و دکترم هست مخالفه با وصلتشون اونوقت پسره میخواد خودشو اصطلاحاً بکشه که یه دوستی که مهندس هم هست ازش یه هفته وقت می گیره که خواهر دختره رو راضی کنه. اگه تازه با دوست دخترتون(یا دوست پسرتون) آشنا شدین و هردوتون هنوز دوران افه گذاریهای اولیه رو طی میکنید این فیلم رو توصیه میکنم و البته زوجهای خوشبخت طبقه شهرنشین هم از دیدنش لذت خواهند برد اما راستش گلاب به روتون حال من یکیو که به هم زد. چیزی که من دیدم یه دختر و پسر عاشق( بخونید خل مشنگ) بودن که نقش خاصی تو داستان ندارن جز اینکه زمینه رو برای ظهور ستارگان فیلم فراهم کنن و بعدشم گم و گور میشن یهو. اونوقته که fashion آقای فروتن شروع میشه و ما می فهمیم که آقای فروتن علاوه بر خوشتیپی بسیار خوش لباس هم هستن و علاوه  بر اون با تیپهای مختلفی که آقایون برای دلبری از یک خانوم اونم از نوع دکترش باید به هم بزنن آشنا می شیم. خوبیش اینه که تو این فیلم هم خدا رو شکر همه دارن تو پول و ثروت خفه میشن و در این زمینه هیچ مشکلی وجود نداره. منو بگو که فکر میکردم مشکل جوانان برای ازدواج بیشتر اقتصادیه نگو مسئله فقط عشق بوده من خبر نداشتم.

3-      بید مجنون: فیلم داستان یک مرد میانساله که از 8 سالگی نابینا بوده اما حالا بیناییشو بدست میاره و ..... با تعریفای بدی که شنیده بودم انتظار چیز خیلی وحشتناکی رو داشتم ولی به نظرم بین این 5 فیلم بید مجنون ارزش دیدن رو داشت. البته اصلاً با فیلمی مثل "رنگ خدا" قابل قیاس نیست. مشکل اصلی فضای بسیار خفقان آوریه که از نابینا بودن ترسیم میشه و آدم رو بدجور میترسونه. این حس اونقدر قوی هست که به کل فیلم سرایت کرده و خیلی تاریکش کرده طوری که دلت نمی خواد دوباره ببینیش و فکر کنم اکثر کسانی که از فیلم خوششون نیومده به خاطر همین فضای حاکم بر فیلم بوده. مجموعاً فیلم ایده ای مشخصی رو طرح میکنه که اتفاقاً به نظرم جالب هم هست اما فکر کنم می شد با این ایده فیلم بهتر و پخته تری ساخت.

4-      گیلانه: از دیدن این فیلم واقعاً شوکه شدم. خیلی سطح پایین تر از اونی بود که انتظارشو داشتم خصوصاً باتبلیغاتی که براش می شد. تنها نکته درخشان فیلم بازیهاست خصوصاً معتمد آریا که البته استفاده ناشیانه از لهجه بازیهای خوب بازیگران رو هم خراب کرده. داستان درباره رنجهای یک زن از یک خانواده بومی مناطق شمالی ایران بر اثر فجایع جنگ و شرایط بعد از اونه. فیلمنامه بسیار به نظرم ضعیف و بی سروته بود و آخر فیلم با یه دنیا سوال تماشاگر رو رها میکنه. غلط نکنم خواستن ژست نئورئالیستی بگیرن که گند زدن به همه چی رفته. از اونجایی که با طبیعت لوکیشن فیلم آشنا هستم باید بگم که حتی از ظرفیتهای طبیعی منطقه هم خیلی کم استفاده شده. در آخر لازم به ذکره که لوکیشن فیلم که تو فیلم با نام "اسپیلی" ازش نام برده میشه محل تولد مادربزرگ بنده هست.

5-      شکلات: راجع به این فیلم زیاد توضیح نمی دم اونایی که فیلم "شیرینی شانس" اثر بیلی وایلدر رو دیدن خدمتشون عرض میکنم که این فیلم یک دوباره سازی چرند از اون فیلم بسیار دیدنی هست که احتمالاً باید کلی استخونای بیلی رو تو گور لرزونده باشه. برای اونایی هم که اون فیلم رو ندیدن بگم که تو فیلم امین حیائی در نقش خودش ظاهر شده که یه روز با یه پیک موتوری تصادف میکنه و درگیر معالجه اون میشه و همین آغاز رفاقتی میشه که....

از بین فیلمهایی که هنوز موفق به دیدنشون نشدم فکر می کنم "پشت پرده مه" و "دیشب باباتو دیدم آیدا" ارزش دیدن داشته باشن که اگه دیدم به امید خدا اینجا راجع بهشون می نویسم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehrdad

سلام...يه جورايی نميدونم چه حالی داری؟؟؟؟اميدوارم حالت خوب بشه....

pesarake mive foroosh

سلام عجب فيلمای بيخودی !!‌راستی تصميم مهمت چيه؟

faeze

سلام! ايشالا کارتون درست شه! ولی در مورد خيلی دور خيلی نزديک بگم که فيلم خوبی بود چرا نمی شه بچه هه پيغمبر از آب در بياد؟ تازه خيلی هم که پيغمبر نبود...

sam

در مورد خيلی دور ..خيلی نزديک بايد بگم که ناجور باهات موافقم!! يعنی قشنگ حق مطلبو درباره ش ادا کردی!

b e r f u r

سلام خوبی دون...اگه وقتی داشتی به ما هم سری بزن منتظرتم...بدرود

نسترن

می بينم که می خوای مهم ترين تصميم زندگيت رو بگيری.مبارکه با دل خوش.راستی بابا ای ول آخر فيلم ديدنی ها!اما پسر خوب نگفتی شايد بخوايم بريم بعضی از اين فيلم ها رو ببينيم؟همه رو تعريف کردی.من فقط ديشب بابات و ديدم آيدا رو ديده بودم که هيچ تحليلی هم ازش نبود.

hirbod

سلام...از بين اين فيلما من گيلانه رو خيلی دوست داشتم. البته قبول دارم که خيلی ضعيف بود و فقط بازی معتمدآريا عالی بود توش!‌ اما مهم موضوع فيلم بود!‌يه چيز زنده و ملموس! چه چيز همه گير! يه واقعيت جامه امروز!

setareh

سلام....کامنت بالا بازنشد/...ببخشيدديراومدم بازدييد...الانم که اومدم عجله دارم....فقط عيدتون مبارک....پستتونم آف ميخونم...خوش باشيد...بای

ساروي كيجا

راستی عروس فراری رو هم ببين . ورژن اسلاميزه ی همسفر است .

ساروي كيجا

من وقتی درباره ی خيلی دور خيلی نزديک نوشتم ملت اومدند منو کشتند که خانم اين فيلم به درد آدم های سطحی نمی خوره ، بعضی فيلم ها رو بايد عمقی ديد و از اين چرت و پرت ها ... يه کاری کردند که اگه زيادی رو حرفم محکم نبودم به خودم هم شک می کردم که بابا ساروی کيجا ، عجب آدم مبتذل سطحی نگر مزخرفی هستی تو ، تو رو چه به کمالات و سفر به کائنات و عالم بالا ... حالا خوشحالم که دوستان موافقی پيدا کردم . آخيش ....