جن زدگان

سلام

می دونم دوباره يه مدت طولانی غايب بودم اين روزا کارا يکم توهم پيچيده. به هر حال به بزرگی خودتون ببخشيد و از اين حرفا....

 

در آغوش دیروز

به خواب می روند

در آغوش امروز

بر می خیزند

در جستجوی فردا

که دست در دست شیاطین

در اوهام شبانه شان

می رقصد

 

سرگردان

در هزار هزار شهر

با چشمهای خالی از نگاه

می شکافند

به سان جن زدگان

گورهای مقدس را

 

در این بیهودگی

نامش زندگی

من اما بی خوابم

رؤیاهایم

بی چهره

در می نوردم

واژه را

چونان کره اسبی سرکش

در چراگاهان مه آلود

عاشق می شوم

بر همه کس

و هیچ کس

و گاه به گاه

از حرارت چشمانم

ثانیه ها

شعله ور می شوند

تو گویی

بر دروازه های بهشت

تکیه زده ام

و یا ابلیس هم

مرا در خاطراتش

از یاد برده است

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سسسسسسا

مرتضی

سلام.ديدن بعضی از دوستان اين روزا آرزویی دست نيافتنی شده.عيبی نداره ميدونم گرفتاری باعثشه.

بلوط تلخ

سلام ! اومدم تشکر بکنم از حضورت ! و يه چيز ديگه اين که من داشتم به اين فک ميکردم که چرا تو اون گوشه نيستی؟؟؟ هوووم؟؟؟ خوب پس با اجازه لينکتو با خودم ميبرم. شاد باشي

بلوط تلخ

آن روزكه ديدم رخ او شاد شدم آشفته شدم خوار شدم مست شدم بي دل وبيمار شدم بر طعمه ي اين دام گرفتار شدم با خنده ي خود ملك سليمان بردم آشفته چو شد جمله پريشان كندم امشب اي خواب تو از چشم تر من بگريز كه غم دوري او در ره مستان بردم و تو اي شمع بسوز خواب ز چشمم بربا شايد آن نور تو امشب به گلستان بردم و تو اي ماه بيا تا كه رخش بينم باز عشق اونعره زنان , مست و غزل خوان بردم

نسترن

چی شد جمشيديه رو راه ننداختی هنوز؟عروسی و بادا بادامبارک بادا و اين حرفا؟

علی

میگن که بی خبری خوش خبریه! ربطی به نوشتت داشت؟ فک کنم میشد ربطش داد. نگران دیر آپ کردن نباش این اتفاقیه که همه جا در حال وقوعه!

mehrdad

اگه پايی؛من اهل اين ديوونه بازيام...

خداييش آقا حنيف گل خيلی تنبليا.تو زن گرفتن اگه اين جوری باشی.پير می شی.می ترشی وديگه کسی زنت نمی شه.جمشيديه رو زودتر راه بنداز.