تاس بی عدد*

١- وقتی یهو ساعت پنج صبح از خواب پا می شی و با یه قاشق می ری سراغ یخچال که ته یه هندونه خنک رو دربیاری، ولی بعد از کلی یه چشمی تو یخچال چشم چرخوندن جنازه پوست هندونه مرحوم رو رو میز آشپزخونه می بینی ... نه! نا امید نمی شی، می شینی تو در یخچال و یک کیلو نارنگی خنک نوش جان می کنی.

2-

 

 

 

سرباز

جان می بازد

 

تاجر

پول

 

عالم

عمر

 

و من

دل را

 

 

تنها منم بازنده پیروز

 

Hanif

86/11/12

 

* از ترانه احمد اخوان

/ 6 نظر / 13 بازدید
خلود

سلام, آری می گویند تنها در بازی عشق ست که باخت و برد ندارد.هر دو فاتح اند در میدان شاد مانی

صالح

سلام آخه کی ساعت 5 صبح نارنگی یا هندونه میخوره مرد حسابی 2 : من سرباز بودم ولی عمرا حاضر نبودم خون از دستم بیاد چون اونجا کسی به داد آدم نمیرسه

علیرضا

چه قشنگ... سلام رفیق....[لبخند]

میثم

از این برنامه‌های خوردنی ما هم پایه‌ایم یاد بگیر ببین چقدر راحت شعر میگه [چشمک]

نسترن مامان باران

وای که چه قدر دلم هندونه خواست...وقتی به ما سر می زنی خیلی خوشحال می شم.این و جدی می گم[گل][شوخی]